عکس
جغد مخفی
نازی
ببین منم عینک افتابی دارم
یه عکس خانوادگی
سلام
تولد وبلاگم مبارک![]()

ای ول وبلاگم یه ساله شد
و منم شدم یه وبلاگ نویسی که یه ساله داره وبلاگ می نویسه
راستش حدود یه سال پیش یه کم عقب تر بود که من دیگه زیاد اینترنت
می یومدم و بیشتر هم به وبلاگایی که در باره عمو پورنگ بود
سر می زدم که بعد تصمیم گرفتم خودمم یه وبلاگ بزنم
اخه هر چی باشه ما هم طرف دار عمو هستیم
از یکی از فامیلامون که مسلما![]()
وارد بود کمک خواستم
ماشاالله اونم که چقدر کمک کرد![]()
خلاصه هر جوری بود خودم با کمک خودم این وبلاگو درست کردم
قبل از اون با یه وبلاگی اشنا شدم که مثلا برای عمو بود
من اون موقع فقط می یومدم و می خوندم
یه روز صباح غلامی که اون موقع هنوز نمی شناختمش
توی اون وبلاگ اپ کرده بود و از عارفه شماره عمو رو می خواست
من دیدم شمارشو نوشته گفتم یه زنگ بهش بزنم که اگه عارفه بهش داد
به منم بده حدود ساعتای دوازده بود که دیگه با هر بدبختی بود
خجالتو کنار گذاشتمو زنگ زدم
الو سلام منزل غلامی خسته نباشید وقتتون به خیر
صباح هست خلاصه بقیشو یادم نمی اد
حدود سه دقیقه باهاش حرف زدم اونم گفت که اگه عارفه زنگ زد به منم
می گه عارفه که هنوزم زنگ نزده![]()
ولی منو صباح با هم دوست شدیم
صباح بهترین دوست منه
امروز تولد وبلاگ اونم هست تولد وبلاگ تو هم مبارک صباح جون
راستی من کلی دوستای گل عمو پورنگی دیگه هم پیدا کردم
که همشون توی لینکن اگه کسی رو از قلم انداختم بهم بگه
فعلا دست علی یارتون خدا نگه دارتون![]()




