تبليغاتX
#ღstand by meღ#

#ღstand by meღ#

مثه حرمت صلیبی واسه مریم و مسیح / تو مقدسی مثه اسم کلیسا می مونی

هر کس به طریقی دل ما می شکند/ بیگانه جدا دوست جدا می شکند

سلام

حالتون چطوره؟

خوبید؟خوشید سلامتید؟

زود زود آپ می کنما ایول به خودم !!

چه روزاییه همه دارن می میرن که!!

مهدی آذر یزدی

واقعا یه نابغه بود!

باورم نمی شه که همین دو روز پیش رفته بودم کتاباشو بخرم

یه بارم یکی از داستاناشو نوشتم براتون همون جاهلانه یادتونه؟

کسی که هرگز مدرسه نرفته بود چه داستانهایی می نوشت عجب نویسنده ای بود

دلم خیلی سوخت واقعا آدم قلبش به درد می یاد

همه ی اینها یه طرف مردم هم یه طرف دیگه ی قضیه

انگار شغلشون دل شکستنه

"خنده ی حاصل از طنز خنده ی شادمانی نیست بلکه خنده ای از روی بد آمدن و سر و کوفت زدن به افراد مورد نظر است"

بد جور رفتم تو نخه درسانه؟

تو نخه قرآنم بد جور رفتم  خلیلی قشنگه دیروز یه مفاتیح گیر آورده بودم خیلی خوب معنی کرده بود مگه بیخیالش می شدم

اعتکاف نرفته بودم ولی تا حدودی یه اعتکافی راه انداختم برا خودمگفتم حالا که می زنید همه مملکتو تعطیل می کنید منم شمارو تعطیل می کنمولی این تعطیلیاشون خیلی نامردی بود

حالا که گذشت!!

دنیا خیی کوچیکه !!بهش اعتقاد دارین؟

خیلی وقت بود انقدر حرف نزده بودم

یه بار یه داستانه قشنگ در باره یه پادشاه یه جا خوندم اما مثله اینکه سایترو اشتباهی سیو کردم

هرچقدر گشتم پیداش نکردم و الا می ذاشتمش

ولی دلمم نمی یاد داستان یا یه شعر یا یه چیزی بالاخره نذارم

شما چیزی ندارید؟ یکم جیباتونو بگردیدواستید منم بگردم

می گم چطوره به علت کمیه داستان هر دفعه یکم از یه داستانه طولانیو بگم؟

ادامه در قسمت بعد ...اینجوری هیجانشم می ره بالاتر نه؟

نه حرصه آدم در می یاد!

حرصم البته الان از یه چیزی در اومده

از دسته این داییم خیلی... خوب من اونو با.... استغفر الله

آدم چی بگه!!!

برویم

آها اینو می نویسم

از این شعر شهریار خیلی خوشم می یاد

دامن مکش به ناز که هجران کشیده ام               نازم بکش که ناز رقیبان کشیده ام

شاید چو یوسفم بنوازد عزیز مصر                      پاداش ذلتی که به زندان کشیده ام

از سیل اشک شوق دو چشمم معاف دار     کز این دو چشمه آب فراوان کشیده ام

جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار     آخر غمت به دوش دل و جان کشیده ام

دیگر گذسته از سر و سامان من مپرس    من بی تو دست از این سرو سامان کشیده ام

تنها نه حسرتم غم هجران یار بود                   از روز گار سفله دو چندان کشیده ام

بس در خیال هدیه فرستاده ام به تو         بی خان و خانه حسرت مهمان کشیده ام

دور از تو ماه من همه غم ها به یک طرف     وین یک طرف که منت دونان کشیده ام

جز صورت تو نیست بر ایوان منظرم               افسوس نقش صورت ایوان کشیده ام

از سرکشی طبع بلند است شهریار                   پای قتاعتی که به دامان کشیده ام

خداحافظ همین حالا!!

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/19ساعت 6:59  توسط سارا  | 

باز این چه جورشست؟

سلام

 بحث حالو احوالو نکنید که اصلا اعصاب  ندارم

آخه این چه مملکتیه؟

همش تعطیلی تعطیلی تعطیلی!!

"یک منبع بسیار آگاه اعلام کرد ایران به دلیل قرار گرفتن بین دو جمعه رسما تعطیل است"

من شاکیم!

یه روز به دلیل قطعیه گاز

یه روز به دلیل آلودگیه هوا

یه روز به دلیل وارونگی دما

یه روز به دلیل قطع آب

یه روز به خاطر بارش برف

یه روز به دلیل قطع برق

یه روزم به دلیل قطع تلفن حتما

آنگاه که زبان جد تاثیر نمی گذارد نویسنده یا گوینده از زبان طنز استفاده می کند

آخه خسته شدم

فشار دولتم همش رو ماهاست

اون از کم کردن وقت امتحان نهایی به خاطر انتخابات

اون از شلوغ کاریای بعد انتخابات که آدم جرات نداشت پاشو بذاره بیرون

این از مدرسه تعطیل کردناشون

آن از برنامه ریختناشون واسه کنکور

آخه باز این چه جورشست؟ شورشو در آوردین

من به شخصه آسایش ندارم

یه لقمه اینترنتم بخوایم بزنیم هی دی سی دی سی دی سی

من تو دهن این دولت می زنم!(امام خمینی (ره)) !!!!

خدایا کمکمون کن!!!

 

ای خدای بزرگ آنقدر به ما عظمت روح و تقوا عطا کن که همه ی وجود خود را با عشق و رغبت قربانی حق کنیم

خدایا آنچنان تار و پود وجود ما را به عشق خود عجین کن که در وجودت محو شویم

خدایا ما را از گرداب خود خواهی و از گرد باد هوا و هوس نجات ده و به ما قدرت ایثار عطا کن

خدایا در این لحظات سخت امتحان نور ایمان را بر قلب ما بتابان و مارا از لغزش نگاه دار

خدایا مارا قدرت ده که طافوت خود رستی را به زیر پا افکنیم و حق و حقیقت را فدای منفعت های شخصی نکنیم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/16ساعت 8:38  توسط سارا  |